تبليغاتX
خودمونی

خودمونی

به دیدنشششششششششششش می عرضه

آنقدر در گفتن يک حرف حاشيه رفتم و به جای

 

 

 نوشتن تنها يک کلمه گوشه ی دفتر خاطراتت شعرهای

 

 

 حاشيه ای نوشتم تا عاقبت در حاشيه ی

 

 

 چشمهايت افتادم .....

 

 

حالا كه حاشيه نشينی را تجربه می كنم ،

 

 

 بگذار يک حرف حاشيه ای ديگر بزنم ....

 

 

 دوستت دارم

........................................................................................................................................ 

شير نری دلباخته‏ ی آهوی ماده شد .

 

 

 شير نگران معشوق بود و مي ‏ترسيد بوسيله ی

 

 

 حيوانات ديگر دريده شود. از دور مواظبش بود ...

 

 

 پس چشم از آهو برنداشت تا يک بار كه از دور او را مي نگريست ،

 

 

 شيری را ديد كه به آهو حمله كرد . فوری از جا پريد و

 

 

 جلو آمد ديد ماده شيری است . چقدر زيبا بود ، گردنی

 

 

 مانند مخمل سرخ و بدني زيبا و طناز داشت . با خود گفت :

 

 

 حتما گرسنه است. همان جا ايستاد و مجذوب زيبايی ماده شير شد .

 

 

 و هرگز نديد و هرگز نفهميد که آهو خورده شد .

................................................................................................................................. 

 

 

طرف توی يه مانور از هواپيما با چتر ميپره پايين چترش باز نميشه ،

 

 

ميگه : خب خدا رو شکر که اين فقط يه مانوره !!!

 

 

 

***

 

 

معلم : بگو ببينم ، تيمور لنگ چه طور به حكومت رسيد ؟

 

 

 دانش آموز : آقا اجازه، لنگ لنگان !

 ..................................................................................................................................... 

اگر خداوند تکه ای زندگی به من ارزانی می داشت ،

 

 

 قبایی ساده می پوشیدم ، نخست به خورشید چشم

 

 

 می دوختم و نه تنها جسمم که روحم را عریان می کردم .

 

 

(( گابریل گارسیا مارکز  ))

 .....................................................................................................................................

گفتی ميروم ، باران كه ببارد بر ميگردم .

 

 

 باور كردم حالا سالها از دوری ديدار و دستها در گذر باران هايی كه آمدند

 

 

 تا دست خلوت های مرا به دور دست تو گره بزنند ميگذرد و تو نيامدی ...

 

 

حق داری ديگر روزگاراعتماد به باران وبابونه های خيالی گذشته است و

 

 

 من حتی نگران نيامدنت هم نيستم حالا خوب می دانم هر بارانی كه

 

 

 ببارد چشمانی منتظر دنبال دستهای تنهايی می گردند كه

 

 

 صاحب شعرند و قرار است روزی به بهانه باران برگردند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط عرفان  | 

دخترانه

يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه. ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار. در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم. سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين. تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد. دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه 


پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون. رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...! توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون. يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد. در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم. سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه... تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد. بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن

هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه. و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم. و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف مي‌شيد مي پکيد!ديگ به ديگ ميگه ته ديگ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

ادامه

خصوصیات دختر خوانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت:چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا میگن: مرسی خوبم!

سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام، میگن علیک سلام! ... نقاشیشون بهتر میشه (بتونه کاری و رنگ آمیزی و ...)

سن ۱۶ سالگی: یعنی یه عاشق واقعین!... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن!... شوخی هم ندارن!

سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ریزن!... بهشون بی وفایی شده!... (کوران حوادث)!

سن ۱۸ سالگی: دیگه اصلاً عشق بی عشق!... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنند!

سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی یک نفر رنج می برن!... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست!

سن ۲۰ سالگی: نه! نه! اون منو نمی خواست! ... آخرش میره یه کور و کچلی و میگیره! میدونم!

سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!

سن ۲۲ سالگی: خوش تیپ باشه! پولدار باشه! تحصیلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)

سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارها رو رد می کنن!

سن ۲۴ سالگی: زیاد مهم نیست که چی ریختیه! یا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه ! ما رو به اون چیزایی که نرسیدیم برسونه!

سن ۲۵ سالگی: اااه! ... پس چرا دیگه هیچکس نمیاد! ؟ هر کی میخواد باشه! باشه!

سن ۲۶ سالگی: یه نفر میاد!... همین خوبه!... بله!

سن ۲۷ سالگی: آخــیش!

سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات میشکستو خواستگاری من نمیومدی!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

دخترانه و پسرانه

خصوصیات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن هر روز از بر تشخیص میدن! (اول بدبخت!)

سن ۱۵ سالگی: یاد می گیرن که تو خیابون به مردم نگاه کنن!... از قیافه خودشون بدشون میاد.

سن ۱۶ سالگی: توی این سن اصولا ً راه نمیرن، تکنو میزنن! ... حرف هم نمیزنن، داد میزنن! با راکت تنیس هم گیتار میزنن!

سن ۱۷ سالگی: یکمی مثلاً آدم میشن!... فقط شعرهاشون رو بلند بلند میخونن!

سن ۱۸ سالگی: هر کی ر. می بینن، تا پس فردا عاشقش میشن!... آخ! آخ! آهنگهای داریوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!

سن ۱۹ سالگی: دوست دارن همه چیز را در آن واحد داشته باشن!... تیز میشن! ابی گوش میدن!

سن ۲۰ سالگی: از همشون رو دست میخورن!.. ستار گوش میدن که نفهمن چی شده!

سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن!  (مثلاً عاقل میشن)

سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عــشقه!... دنبال یه آدم حسابی میگردن!

سن ۲۳ سالگی: یکی رو پیدا می کنن! اما مرموز میشن! (دیدشون عوض میشه!)

سن ۲۴ سالگی: نه! اون با یک نفر دیگه هم دوسته! اصلاً لیاقت عشقه منو نداشت!

سن ۲۵ سالگی: عشق سیخی چند؟!! ... طرف باید باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نیست!

سن ۲۶ سالگی: این یکی دیگه همونیه که همهء عمر میخواستم!... افتخار میدین غلامتون بشم؟

سن ۲۷ سالگی: آخیــش!

سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام میشکست و خواستگاری تو نمیومدم!!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

دخترانه و پسرانه

خصوصیات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن هر روز از بر تشخیص میدن! (اول بدبخت!)

سن ۱۵ سالگی: یاد می گیرن که تو خیابون به مردم نگاه کنن!... از قیافه خودشون بدشون میاد.

سن ۱۶ سالگی: توی این سن اصولا ً راه نمیرن، تکنو میزنن! ... حرف هم نمیزنن، داد میزنن! با راکت تنیس هم گیتار میزنن!

سن ۱۷ سالگی: یکمی مثلاً آدم میشن!... فقط شعرهاشون رو بلند بلند میخونن!

سن ۱۸ سالگی: هر کی ر. می بینن، تا پس فردا عاشقش میشن!... آخ! آخ! آهنگهای داریوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!

سن ۱۹ سالگی: دوست دارن همه چیز را در آن واحد داشته باشن!... تیز میشن! ابی گوش میدن!

سن ۲۰ سالگی: از همشون رو دست میخورن!.. ستار گوش میدن که نفهمن چی شده!

سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن!  (مثلاً عاقل میشن)

سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عــشقه!... دنبال یه آدم حسابی میگردن!

سن ۲۳ سالگی: یکی رو پیدا می کنن! اما مرموز میشن! (دیدشون عوض میشه!)

سن ۲۴ سالگی: نه! اون با یک نفر دیگه هم دوسته! اصلاً لیاقت عشقه منو نداشت!

سن ۲۵ سالگی: عشق سیخی چند؟!! ... طرف باید باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نیست!

سن ۲۶ سالگی: این یکی دیگه همونیه که همهء عمر میخواستم!... افتخار میدین غلامتون بشم؟

سن ۲۷ سالگی: آخیــش!

سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام میشکست و خواستگاری تو نمیومدم!!!

 

خصوصیات دختر خوانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت:چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا میگن: مرسی خوبم!

سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام، میگن علیک سلام! ... نقاشیشون بهتر میشه (بتونه کاری و رنگ آمیزی و ...)

سن ۱۶ سالگی: یعنی یه عاشق واقعین!... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن!... شوخی هم ندارن!

سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ریزن!... بهشون بی وفایی شده!... (کوران حوادث)!

سن ۱۸ سالگی: دیگه اصلاً عشق بی عشق!... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنند!

سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی یک نفر رنج می برن!... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست!

سن ۲۰ سالگی: نه! نه! اون منو نمی خواست! ... آخرش میره یه کور و کچلی و میگیره! میدونم!

سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!

سن ۲۲ سالگی: خوش تیپ باشه! پولدار باشه! تحصیلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)

سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارها رو رد می کنن!

سن ۲۴ سالگی: زیاد مهم نیست که چی ریختیه! یا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه ! ما رو به اون چیزایی که نرسیدیم برسونه!

سن ۲۵ سالگی: اااه! ... پس چرا دیگه هیچکس نمیاد! ؟ هر کی میخواد باشه! باشه!

سن ۲۶ سالگی: یه نفر میاد!... همین خوبه!... بله!

سن ۲۷ سالگی: آخــیش!

سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات میشکستو خواستگاری من نمیومدی!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 0:28 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

جک8

به پيرمرده ميگن: خدا به راه راست هدايتت كنه. جواب ميده: خدا راستش كنه، خودم

هدايتش مي كنم!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تركه سي‌دي سينه‌زني ميخره، ميزنه بره آخرش ببينه شام ميدن يا نه؟

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

زانتيا 82، رنگ مشكي، به شماره 427ن75 بدون رنگ با چهار حلقه رينگ اسپورت و لاستيك

پهن، سيستم صوتي كامل همراه با ساب ووفر و پنل ال‌سي‌دي و 10 ماه بيمه كامل شخص

ثالث، بره تو کونت.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ديشب خوابتو ديدم، با يه لباس خوشگل نارنجي اومدي در خونه‌مون، هر چي گفتم بيا تو،

نيومدي! گفتي كار دارم، برو آشغالاتو وردار بيار!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

سه تا «آلت رجليت!» از آزمايشگاه فرار مي‌كنند اولي ميره شهربازي، دومي ميره سينما،

سومي ميره تو باسن هر كي كه اين اس‌ام‌اس رو ميخونه

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طبق آخرين تحقيقات معلوم شده كه افراد اواخواهر از انگشت شصتشان براي ديدن و چك

كردن اس‌ام‌اس استفاده مي‌كنند (انگشتتو بر ندار ديگه! ديره)

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتو دياري كه لاك پشت پرواز ميكنه، گل عاشق ميشه، طوطي حرف ميزنه، الاغ آواز ميخونه،

ماهي گريه ميكنه، چه اشكالي داره كه ميمون اس‌ام‌اس بخونه؟

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قانون سيزده نيوتن: اگه با سرعت نور كله معلق بزني ميتوني سوراخ باسن خودت رو ماچ

كني.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

شعار دختران ايراني: كلاهك هسته‌اي، حق مسلم ماست

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ساعت دو بامداد امشب قراره همه عقب‌مونده‌ها برن پيش خدا شفا بگيرن، يادت باشه جا

نموني

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه پرنده پرواز از یادش بره،اگه شیرین فرهاد رو یادش بره،اگه ماهی دریا رو یادش

بره،من پول اس ام اس هایی که برای تو دادم رو هیچوقت یادم نمیره!!!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به تركه ميگن: «راحت باش»، يه دفعه يه باد صدادار از خودش در ميكنه

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

امام جمعه قزوين: من ورزش نمي‌كنم ولي ورزشكاران را چر

_____________________________________________________________________

 

اي كاش گل آفتابگرداني بودم تا با نور وجودت جوانه ميزدم و با گرماي عشقت رشد

مي‌كردم تا تو تخمم را بخوري

 

____________________________________________________________

به تركه ميگن: @ يعني چي؟ ميگه: اي دورت بگردم

_____________________________________________________

 

آرايشگرا قشنگ مي‌كنن، دكترا خوب مي‌كنن، مكانيكا درست مي‌كنن، آشپزا سير مي‌كنن

و... تو پيش كدومشون ميري؟

------------------------------------------------------------------

 

یه روز یه بچه به بابا نو ئل مسیج می زنه و میگه: Send me a Little Brother بابا

بابانوئل هم براش در جواب ميزنه: Send me Your Mother

 

_____________________________________________________________________

ترکه يه باد صدادار ازش در ميره و میمیره، رو قبرش مینویسن: بادی آمد و گلی پرپر شد

---------------------------------------------------------------------

قزوينيه كنار زمين فوتبال خوابيده بوده، بهش ميگن: پاشو برو تو زمين، بازي شروع

شده. ميگه: من برانكاردم

_____________________________________________________________________

 

يه عربه زياد نخود ميخوره، سرطان گوز مي‌گيره

------------------------------------------

جهان بيش از ۶ ميليارد نفر جمعيت داره، يكي نيست به من احمق بگه: چرا واسه تو مسيج

مي‌فرستم؟

_____________________________________________________________________

چمن زير پاتيم، حالا يه وقت خر نشي بخوريمون

----------------------------------------

 

يه مورچه عاشق دختر همسايه ميشه، بعد از يك هفته مي‌فهمه كه چايي خشك بوده

_____________________________________________________________________

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه، مادره ميگه: بچه‌ها نيستن، بيا تو

 

---------------------------------------------------------------------

 

از يه لره مي‌پرسن: بلدي با كامپيوتر كار كني؟ ميگه: ها! ميگن: كامپيوتر رو روشن

كن! ميگه: نه تا اينقدر

_______________________________________________________

 

تركه تو محوطه دانشگاه ميخوره زمين مشروط ميشه

 

-----------------------------------------------------------------

به يه تركه يه كلت ميدن ميگن: اين خر رو بكش! تركه ميگه: اصلا، من و برادر كشي؟

 

---------------------------------------------------------------------

دانشمندان ثابت كرده‌اند كساني كه موقع ریدن فكر مي‌كنند، موقع فكر كردن می رینن

___________________________________________________________________

 

 

به علي دايي مي‌گن با وكيل جمله بساز:

مي‌گه: من ديروز به حمام رفتم و كيلم را شستم!

____________________

 

پسورد را وارد كن و وارد قلبم شو:

 

********

 

اِ

اِ

اِ

.

.

.

.

.

.

اِ،بيا بيرون، رمز اشتباه بود، رفتي تو كونم!

____________________

 

مگسه از زنش لب مي‌گيره، مي‌گه عزيزم مزه لباي تو برام از هر عني شيرينتره!

____________________

 

Husband Reading A book On Bed With Wife Beside, His Finger Went To Tease Wife's

pussy.

Wife Ask "You Want Sex?"

-"No, Just To Wet Finger To Turn The Page!"

____________________

 

فرق كون دادن با رو دادن:

• اگه كون بدي يه شب مي‌كننت!

• اگه رو بدي، هر شب مي‌كننت!

____________________

 

 

به رشتيه با SMS خبر مي‌دن كه: زنتو دارن مي‌كنن!

اونم جواب مي‌ده: كون لق كسي كه SMSتكراري مي‌ده!

 

قزوينيه مي‌ميره! روحش مي‌ره تو سوراخ لايه ازون گير مي‌كنه!

____________________

 

سلام!خوبي؟

هرچي تماس گرفتم موبايلت جواب نداد!

اگه تلفن ثابت دم دستته، بكن كونت!!!

____________________

 

يه ضرب‌المثل تبتي مي‌گه: "Estad At Tenuk Ot Marik"

يعني: تو واسم عزيزتريني!

اما جالب اينكه: اگه اونو از آخر به اول‌هم بخوني بازم همين معني رو مي‌ده!

____________________

 

فرهنگ لغت دخترها:

1. خستمه = حوصله دادن ندارم!

2. مي‌خوام دراز بكشم = بيا بكن توش!

3. از نظر احساسي ضعيفي = منو كم مي‌كني!

4. همه‌چي SEX نيست = خرجم كن!

5. حوصلم سر رفته = سير كه كرديم، ببر بگردونم!

6. دوست دارم = خرشو، خرشو،(نوعي تلقين است!)

 

____________________

 

قانون 12 نيوتن مي‌گه: وقتي مي‌ري دستشويي منتظر جاذبه زمين نباش! زور بزن!!!

____________________

 

زنه مي‌ره پيش دكتر و مي‌گه: اقاي دكتر بعضي وقتا انقدر سينه‌هام درد مي‌گيره كه

دلم مي‌خواد بكنمشون، بندازم جلوي گربه!!!

دكتره مي‌گه: ميو،ميو،ميو،...

____________________

 

به تركه مي‌گن شماره پات چنده؟

مي‌گه: 442!

مي‌گن: چه‌خبره؟

مي‌گه: اِ...ه، مگه يه شماره اولش اضافه نشده؟

____________________

 

تركه زنش حامله بوده، مي‌بردش سونوگرافي!

دكتر مي‌گه: پسره!

تركه مي‌گه: بپرس اسمش چيه!!!؟

____________________

آدما 2 دسته هسنن:

يه دسته كه روشون مگس مي‌شينه و يه دسته كه مگس نمي‌شينه!

دسته اول گوه هستن و دسته دوم كه هيچ گوهي نيستن!

تو از كدوم دسته هستي؟

____________________

 

سوال:

خانمي امروز 22 سال سن دارد، 4 سال بعد سن خانم 8 برابر سن بچه‌اش مي‌باشد! پدر اين

بچه اكنون كجاست؟

 

جواب:

اگر سن بچه X باشد داريم:

22+4=8(X+4)

پس:

26=8X + 32

پس:

-6=8X

پس:

X=-0.75سال

برابر:

-9ماه

يعني بچه 9ماه ديگر بدنيا مي‌آيد

 

***پدر اكنون روي خانم است***

____________________

 

امروز روز جهاني پوكي استخوان است! كله‌پوك، روزت مبارك!!!

 

اگر مايل به كون دادن هستيد به نكته زير توجه كنيد:

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ديدي حالا كونت مي‌خاره!!!!!!!!!!!!!!!

____________________

 

رفسنجاني:

امام مرد، گفتند كار منه!

احمدآقا، مرد، گفتند كار منه!

از همين حالا بگم، احمدي‌نژاد سرطان داره!!!

____________________

 

به تركه مي‌گن 4تا حيوان نام ببر كه با خ شروع مي‌شه:

مي‌گه:

1. خر

2. خودم

3. خواهرم

4. خدابيامرز پدرم!!!

____________________

مردم مي‌گن: 1 ساعت يعني 60 دقيقه و 1 دقيقه يعني 60 ثانيه!

اما كسي نگفته بود 1 ثانيه بي‌تو يعني 60 سال!!!

____________________

 

ديگه بسه تشنگي بدون آب

خوردن فريب و نيرنگ سراب

واسه هركي دل من تنگ مي‌شه

تا مي‌فهمه دلش از سنگ مي‌شه!!!

____________________

پرسيد: مرا دوست داري يا زندگي را؟

گفتم: زندگي را!

گذاشت و رفت، ولي ندانست كه او زندگي من بود!!!

_هر وقت تونستي پرواز ماهي رو ببيني!

هر وقت تونستي اشك سنگ رو ببيني!

هر وقت تونستي به آتش بوسه بزني!

بدون كه فراموشت كردم

 

• اگر بهترين دوستم نيستي، لااقل بهترين دشمنم باش

• اگر بهترين غمخوارم نيستي، لااقل بهترين غمم باش

• هرچي هستي باش، فقط بهترين باش؛

• چون هميشه در خاطراتم مي‌موني!!!، پس در بهترين خاطراتم، بهترين باش

 

______________________________________________________

 

• مي‌دوني چرا سوراخ عقب دخترا پرده نداره؟

• چون، خدا گر ز حكمت ببندد دري، ز رحمت گشايد در ديگري!!!

 

______________________________________________________

 

• به يه جانباز 1% مي‌گن چي‌شد جانباز شدي؟

• مي‌گه: توي سنگر نشسته بوديم، خمپاره زدن؛ پشمام ريخت!!!

 

______________________________________________________

 

وصيت صدام:

1. ريشامو بدين به رفسنجاني

2. دستامو بدين به خامنه‌اي

3. تخمامو بدين به خاتمي

4. كيرمو بكنين تو كون اون كسي كه SMSتكراري مي‌ده!!!

 

______________________________________________________

 

 

سه چيز توي دنيا خيلي بده:

1. كندن گل از گلستون

2. ريدن تو قبرستون

3. ديدن سوتين بدون پستون

 

 

______________________________________________________

 

مي‌دوني دخترا موقغ SEX به چي‌ فكر مي‌كنن؟

• 3% به SEX

• 5% به عشق

• 7% به Baby

• 85% هم سعي مي‌كنن نشون بدن دفعه اولشونه!!!!

 

 

______________________________________________________

 

تركه: آفاي دكتر من 100سال عمر مي‌كنم؟

دكتر: سيگار مي‌كشي؟

تركه: نه!

دكتر:عرق؟

تركه: نه!

دكتر: خانوم بازي؟

تركه: نه!

دكتر: پس 100سال عمر مي‌خواي كه چه گهي بخوري؟!!!

 

______________________________________________________

 

تركه داشته فيلم‌سوپر نگاه مي‌كرده!

بهش مي‌گن: نگاه نكن، سنگ مي‌شي!!!

مي‌گه: آره، داره از دولم شروع مي‌شه!!!

 

______________________________________________________

 

تفاوت گوز با دوست‌پسر:

.

.

.

.

.

.

هردوتاشونو ول‌كني، راحت مي‌شي!!!!

 

______________________________________________________

 

سه كس را كردن رواست:

1. اول، آنكه لنگش هواست!

2. دوم، آنكه مثل شماست!

3. سوم، آنكه به فكر پاسخ به ماست!

 

______________________________________________________

 

تركه ميميره، روحش پرواز مي‌كنه به سمت لايه ازون(حيونكي!!!)

 

______________________________________________________

 

كسي ديدم در آغوشش دودول است

ز كوچك بودنش ملول است

بگفتم در عئض قطرش كه خوب است

بگفت اي بابا كيفش به طول است!!!

 

______________________________________________________

 

دختره از آخونده سوال مي‌كنه(قرچه سامي):

• اگر با مردي ارتباط داشته باشي، حكم چيست؟

• فرچه: حرام است

• بسيجي باشه چي؟

• مكروه!!

• اگه آخوند باشه ؟

• اي شيطون، مي‌خواي بري بهشت؟!!!

 

 

______________________________________________________

 

هموطن در باغ شهادت هنوز باز است(هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران!)

 

______________________________________________________

 

پليس به تركه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!!

تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!!

پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين!!!!

 

______________________________________________________

 

دختر: مامان، كير چيه؟

مامان: اگه دختر خوبي باشي، وقتي بزرگ شدي يكي گيرت مياد!

دختر: اگه خوب نباشم چي؟

مامان: خيلي گيرت مياد!

 

______________________________________________________

 

كسي را براي دوستي انتخاب كن كه فلب بزرگي داشته باشه، تا مجبور نباشي براي اينكه

در قلبش جا بگيري، خودتو كوچيك كني!!!

 

______________________________________________________

 

انگشت شصتتو بزار روي بند اول انگشت سبابت!(گذاشتي؟) . دلم برات اينقدر شده!

 

______________________________________________________

 

دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيس مي‌مونه! هرچي بيشتر بموني، رفتن سخت‌تر مي‌شه و

اگه بري جاي پاهات بجا مي‌مونه!!!

 

______________________________________________________

 

لحظات را طي كرديم تا به خوشبختي برسيم، اما وقتي به خوشبختي رسيديم فهميديم كه

خوشبختي همان لحظات بود!!!

______________________________________________________

 

عشق ايستادن زير بارون و دوتايي خيس شدن با هم نيست!

عشق اونه كه يكي براي ديگري چتري باشه و اون هيچوقت نفهمه كه چرا خيس نشده!!!

 

______________________________________________________

 

زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم!

اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم!

تو نيز به من آموختي كه چگونه دوست بدارم!

اما به من نياموختي كه چگونه فراموشت كنم!!!

 

طبيبي را گفتند درمان عشق چيست؟ گفت شش بوسه از شش گوشه لب، دو تا صبح دوتا ظهر دو

تا شب!

 

 

*************************

يک شعر برره اي :

نون و پنير و ريحون

شيرفرهاد بکن تو ليلون

نون و پنير و هندونه

سردار بکن تو شاه دونه

نون و پنير و سرباز

کيانوش بکن تو سحرناز

 

مصراع اول بيت چهارم رو هم خود شما بگين : جواب : نون و پنیروپماد

...................................

سالار بکن تو شاخ شمشاد

 

 

 

*************************

 

ترکه بادکنک فروشی باز میکنه ، ور شکست می شه چون بادکنک هاشو به شرط چاقو می فروشه

 

 

 

 

**************************

 

به ترکه می گن : دو تا حيوان دو زيست نام ببر؟ می گه : قورباغه و برادرش

 

 

*****************************

 

اولي: «يك روز توپم را شوت كردم، رفت كره ماه، خورد توي سر يك نفر و برگشت.»

دومي: «عجب! پس آن توپي را كه خورد توي سرم تو شوت كرده بودي؟»

 

 

********************************

 

ترکه به بچش میگه:دخترم! اسفناج بخور كه خيلي خاصيت دارد. آخر اسفناج آهن دارد..بچه

می گه :ننه تازه آب خوردم نکنه زنگ بزنه ؟!!!

 

********************************

 

ترکه میره دکتر،میگه آقای دکتر: انگشتم هنوز به شدت درد مي كند!!

دکتر میگه: مگر نسخه ديروز را نپيچيدي؟

ترکه میگه: چرا، پيچيدم دور انگشتم، ولي اثر نداشت..

 

********************************

 

 

اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت

و گفت:

 اين جا چهار راه سعدي است؟»

شاگرد راننده گفت: نخير، اين جا ستون فقرات بنده است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

جک7

امام جمعه قزوين: من ورزش نمي‌كنم ولي ورزشكاران را چر

_____________________________________________________________________

 

اي كاش گل آفتابگرداني بودم تا با نور وجودت جوانه ميزدم و با گرماي عشقت رشد

مي‌كردم تا تو تخمم را بخوري

 

____________________________________________________________

به تركه ميگن: @ يعني چي؟ ميگه: اي دورت بگردم

_____________________________________________________

 

آرايشگرا قشنگ مي‌كنن، دكترا خوب مي‌كنن، مكانيكا درست مي‌كنن، آشپزا سير مي‌كنن

و... تو پيش كدومشون ميري؟

------------------------------------------------------------------

 

یه روز یه بچه به بابا نو ئل مسیج می زنه و میگه: Send me a Little Brother بابا

بابانوئل هم براش در جواب ميزنه: Send me Your Mother

 

_____________________________________________________________________

ترکه يه باد صدادار ازش در ميره و میمیره، رو قبرش مینویسن: بادی آمد و گلی پرپر شد

---------------------------------------------------------------------

قزوينيه كنار زمين فوتبال خوابيده بوده، بهش ميگن: پاشو برو تو زمين، بازي شروع

شده. ميگه: من برانكاردم

_____________________________________________________________________

 

يه عربه زياد نخود ميخوره، سرطان گوز مي‌گيره

------------------------------------------

جهان بيش از ۶ ميليارد نفر جمعيت داره، يكي نيست به من احمق بگه: چرا واسه تو مسيج

مي‌فرستم؟

_____________________________________________________________________

چمن زير پاتيم، حالا يه وقت خر نشي بخوريمون

----------------------------------------

 

يه مورچه عاشق دختر همسايه ميشه، بعد از يك هفته مي‌فهمه كه چايي خشك بوده

_____________________________________________________________________

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه، مادره ميگه: بچه‌ها نيستن، بيا تو

 

---------------------------------------------------------------------

 

از يه لره مي‌پرسن: بلدي با كامپيوتر كار كني؟ ميگه: ها! ميگن: كامپيوتر رو روشن

كن! ميگه: نه تا اينقدر

_______________________________________________________

 

تركه تو محوطه دانشگاه ميخوره زمين مشروط ميشه

 

-----------------------------------------------------------------

به يه تركه يه كلت ميدن ميگن: اين خر رو بكش! تركه ميگه: اصلا، من و برادر كشي؟

 

---------------------------------------------------------------------

دانشمندان ثابت كرده‌اند كساني كه موقع ریدن فكر مي‌كنند، موقع فكر كردن می رینن

___________________________________________________________________

 

 

به علي دايي مي‌گن با وكيل جمله بساز:

مي‌گه: من ديروز به حمام رفتم و كيلم را شستم!

____________________

پسورد را وارد كن و وارد قلبم شو:

 

********

 

اِ

اِ

اِ

.

.

.

.

.

.

اِ،بيا بيرون، رمز اشتباه بود، رفتي تو كونم!

____________________

 

مگسه از زنش لب مي‌گيره، مي‌گه عزيزم مزه لباي تو برام از هر عني شيرينتره!

____________________

 

Husband Reading A book On Bed With Wife Beside, His Finger Went To Tease Wife's

pussy.

Wife Ask "You Want Sex?"

-"No, Just To Wet Finger To Turn The Page!"

____________________

 

فرق كون دادن با رو دادن:

• اگه كون بدي يه شب مي‌كننت!

• اگه رو بدي، هر شب مي‌كننت!

____________________

 

 

به رشتيه با SMS خبر مي‌دن كه: زنتو دارن مي‌كنن!

اونم جواب مي‌ده: كون لق كسي كه SMSتكراري مي‌ده!

 

قزوينيه مي‌ميره! روحش مي‌ره تو سوراخ لايه ازون گير مي‌كنه!

____________________

 

سلام!خوبي؟

هرچي تماس گرفتم موبايلت جواب نداد!

اگه تلفن ثابت دم دستته، بكن كونت!!!

____________________

 

يه ضرب‌المثل تبتي مي‌گه: "Estad At Tenuk Ot Marik"

يعني: تو واسم عزيزتريني!

اما جالب اينكه: اگه اونو از آخر به اول‌هم بخوني بازم همين معني رو مي‌ده!

____________________

 

فرهنگ لغت دخترها:

1. خستمه = حوصله دادن ندارم!

2. مي‌خوام دراز بكشم = بيا بكن توش!

3. از نظر احساسي ضعيفي = منو كم مي‌كني!

4. همه‌چي SEX نيست = خرجم كن!

5. حوصلم سر رفته = سير كه كرديم، ببر بگردونم!

6. دوست دارم = خرشو، خرشو،(نوعي تلقين است!)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

جک6

به پيرمرده ميگن: خدا به راه راست هدايتت كنه. جواب ميده: خدا راستش كنه، خودم

هدايتش مي كنم!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تركه سي‌دي سينه‌زني ميخره، ميزنه بره آخرش ببينه شام ميدن يا نه؟

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

زانتيا 82، رنگ مشكي، به شماره 427ن75 بدون رنگ با چهار حلقه رينگ اسپورت و لاستيك

پهن، سيستم صوتي كامل همراه با ساب ووفر و پنل ال‌سي‌دي و 10 ماه بيمه كامل شخص

ثالث، بره تو کونت.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ديشب خوابتو ديدم، با يه لباس خوشگل نارنجي اومدي در خونه‌مون، هر چي گفتم بيا تو،

نيومدي! گفتي كار دارم، برو آشغالاتو وردار بيار!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

سه تا «آلت رجليت!» از آزمايشگاه فرار مي‌كنند اولي ميره شهربازي، دومي ميره سينما،

سومي ميره تو باسن هر كي كه اين اس‌ام‌اس رو ميخونه

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طبق آخرين تحقيقات معلوم شده كه افراد اواخواهر از انگشت شصتشان براي ديدن و چك

كردن اس‌ام‌اس استفاده مي‌كنند (انگشتتو بر ندار ديگه! ديره)

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتو دياري كه لاك پشت پرواز ميكنه، گل عاشق ميشه، طوطي حرف ميزنه، الاغ آواز ميخونه،

ماهي گريه ميكنه، چه اشكالي داره كه ميمون اس‌ام‌اس بخونه؟

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قانون سيزده نيوتن: اگه با سرعت نور كله معلق بزني ميتوني سوراخ باسن خودت رو ماچ

كني.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

شعار دختران ايراني: كلاهك هسته‌اي، حق مسلم ماست

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ساعت دو بامداد امشب قراره همه عقب‌مونده‌ها برن پيش خدا شفا بگيرن، يادت باشه جا

نموني

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه پرنده پرواز از یادش بره،اگه شیرین فرهاد رو یادش بره،اگه ماهی دریا رو یادش

بره،من پول اس ام اس هایی که برای تو دادم رو هیچوقت یادم نمیره!!!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به تركه ميگن: «راحت باش»، يه دفعه يه باد صدادار از خودش در ميكنه

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

جک5

 

تركه زنگ ميزنه فلسطين ميگه: اونجا فلسطينه؟ ميگن: آره، تركه ميگه: پس غلط مي‌كنين

ميگين: فلسطين اشغاله!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تعارف ... به آلت رجليت!: خدا از كلفتي كمتون نكنه، بزرگي از خودتونه، ما كه سينه

چاكتيم، اينطوري كه بده دم در سر پا وايسادين، سرده، بفرمايين تو گرم بشين!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مگسه ميشينه رو باسن گاوه، گاوه ميگه: مااااااا، مگسه ميگه: جون، دردت اومد؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

يه مارمولكه ميره مشهد ميشه: «مش‌مولك»، ميره مكه ميشه: «حاج‌مولك»، ميره

شاه‌عبدالعظيم ميشه: «شامبولك»، ميره قم ميشه: «قمبولك»، ميره قزوين ميشه:

«انگولك»!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ده درصد دلم تنگه، بيست درصد يادتم، سي درصد ميخوامت، چهل درصد بيقرارم، پنجاه درصد

دل نگرانم، شصت درصد حواسم بهته، هفتاد درصد ديوونتم، هشتاد درصد نوكرتم، نود درصد

دوست دارم، صد درصد سر كاري!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

يك نصيحت دوستانه: مثل چ... (باد بي صدا): آرام باش، مثل گ... (باد صدا دار): پر

هياهو، مثل مدفوع: پر محتوا، مثل ادرار: يك رنگ، مثل شورت: رازدار و مثل آفتابه:

زرنگ

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به دريا بنگرم، دريا تو بينم. به صحرا بنگرم، صحرا تو بينم. نميدونم چه كس بر عينكم

ريد، كه هر جا بنگرم آنجا تو ‌‍(را) بينم

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

از افرادي كه اس‌ام‌اس جديد ندارند، کون هم قبول ميشود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرين بيلبوردهاي تبليغاتي شهر رشت: مادرم، دو پدر كافيه!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز روز ارسال اس‌ام‌اس به مزخرف‌ترين دوست دنياست، تو هم مثل من اين اس‌ام‌اس رو

به مزخرف‌ترين دوستت بفرست

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پليس راه اردبيل اعلام كرد: به علت بارندگي شديد و يخبندان در راههاي اين استان،

ماشينهايي كه زنجير ندارند ميتونند سينه بزنند...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

شعار جديد قزوينيا: كاريكاتوريست دانمارك، حق مسلم ماست

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

خودمونی

کجا می رید بازم داریم سر بزنید......................................
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

دخترانه

پانصد هزار شاخه گل و نوشتن ديوان شمس!
پسر جوان، وقتى پاى سفره عقد نشست و حاضر شد مهريه همسرش را پانصد هزار شاخه گل سرخ و يك جلد ديوان شمس تبريز به خط خودش در نظر بگيرد، نمى‌دانست چند سال بعد بايد چند هزار بيت شعر ديوان شمس را بنويسد..
به نوشته «ايران»، چندى پيش، زنى جوان به شعبه 264 دادگاه خانواده 121 مراجعه و با ارائه دادخواست طلاق به قاضى نحوى گفت: چند سال پيش بود كه جوان مهندسى به خواستگارى‌ام آمد. از همان اول تصميم گرفتم كه بناى زندگى‌مان را بر پايه تفاهم و عشق و عرفان بگذارم اين بود كه براى مهريه‌ام، پانصد هزار شاخه گل سرخ و ديوان شمس به خط شوهرم و چهارده سكه بهار آزادى تعيين كردم. فكر مى‌كردم اگر او حاضر شود چنين مهريه‌اى را بپذيرد، بايد از انديشه بالايى برخوردار باشد.
وى گفت: او هم پذيرفت و ما بعد از ازدواج، زندگى مشتركمان را آغاز كرديم. در اين مدت با اينكه از نظر عقيدتى ميان من و شوهرم تفاوتهايى بود و گاهى مشكل پيدا مى‌كرديم ولى من سعى مى‌كردم با گذشت باعث حفظ زندگى مشتركم شوم.
وى اد
امه داد: تا اينكه بعد از چند سال، روز به روز بر اختلاف ميان من و او اضافه شد و شوهرم و من به اين نتيجه رسيده ايم كه ديگر امكان ادامه اين زندگى وجود ندارد و به همين علت من به دادگاه خانواده مراجعه كرده و تقاضاى دريافت مهريه و طلاق دارم.
با درخواست اين زن جوان، قاضى دستور احضار اين مرد را به دادگاه داد. اين مرد جوان در برابر قاضى دادگاه خانواده گفت: آقاى قاضى! من و همسرم با اينكه از ابتدا سعى داشتيم تا پايه‌هاى زندگى مشتركمان را استحكام ببخشيم موفق نشديم و به همين علت من هم فكر مى‌كنم بهتر است تا از يكديگر جدا شويم.
وى گفت: طبق مهريه‌اى كه براى همسرم تعيين كرده‌ام، بايد ديوان شمس را به خط خودم براى او بنويسم و پانصدهزار شاخه گل به او بدهم.

قاضى نحوى پس از استعلام از اتحاديه گل‌فروشان، قيمت پانصدهزار شاخه گل را كه بخشى از مهريه عروس جوان بود، 150ميليون تومان محاسبه كرده و در حكمى به داماد جوان اعلام شد كه وى موظف به پرداخت 150 ميليون تومان ـ قيمت پانصد هزار شاخه گل سرخ ـ چهارده سكه بهار آزادى و نوشتن از روى اشعار ديوان شمس تبريزى است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:31 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

جک

غربت
يک نفر مي خواهد برود خارج و با خودش سه کيلو قند مي برد. از او مي پرسند:« اينها را کجا مي بري؟»
مي گويد:« آخر شنيده ام غربت تلخ است.»


احوال پرسي
اولي: «حالت چه طور است؟»
دومي:« خوب است. تازه موکتش کرده ام.»


وارونه
فردي ميخي را سروته روي ديوارگذاشته بود و مي کوبيد. ميخ در ديوار فرو نمي رفت. ديگري که شاهد اين ماجرا بود، گفت: «چه کار مي کني؟ اين ميخ که براي اين ديوار نيست. اين ميخ براي ديوار روبه روست.»


لاف زني
روزي يک شخص لاف زن با يک آدم قوي هيکل دعوايش مي شود. قبل از هر حرکت لاف زن، مرد قوي هيکل چند تا مشت به او مي زند و پرتش مي کند. آدم لاف زن در حالي که نفسش بالا نمي آيد، به جمعيتي که مشغول تماشا هستند مي گويد: «شما مي گوييد چه کارش کنم؟»


مسابقه فوتبال
ناظم:« چرا اين قدر دير به مدرسه آمدي؟»
دانش آموز:« آقا اجازه! من داشتم خواب يک مسابقه فوتبال مي ديدم. چون بازي به وقت اضافه کشيد، ناچار شدم خواب بمانم تا نتيجه آن معلوم شود.»

در کلاس علوم
معلمي در کلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي که در دست معلم بود نگاه کرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يک صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از کفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»


راننده ناشي
شخصي که تازه ماشين خريده بود به تعميرگاهي رفت و به مکانيک گفت: «آقا، لطفاً ببينيد اين ماشين چه اشکالي دارد که مدام به درو ديوار مي خورد.»


نظر يادتون نره!!!!

دست پخت
از يک نفر که با پا غذا درست مي کرد پرسيدند: «چرا با پا آشپزي مي کني؟»
جواب داد: «آخر دست پختم خوب نيست.»


در تيمارستان
رئيس تيمارستان به يکي از مراقب ها مي گويد: «من در اين جا از همه راضي هستم، فقط ديوانه اي هست که اصرار دارد من برج ايفل را از او بخرم.»
مراقب مي گويد: «خب، چرا نمي خريد؟»
رئيس تيمارستان مي گويد: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما مي خريدم.»


در کلاس رياضيات
معلم به دانش آموز: اگر تو
۲۰۰ تومن پول داشته باشي و برادرت ۵۰ تومن آن را بردارد، چه قدر پول برايت مي ماند؟
دانش آموز:« ۳۰۰ تومن.»
معلم با عصبانيت:« ۳۰۰ تومن؟!»
دانش آموز: «چون آن قدر گريه مي کنم تا پدرم ۱۵۰ تومان ديگر هم به من بدهد!»


خواب
اولي: «من خواب ديدم رفته ام مسافرت.»
دومي: «من هم خواب ديدم که يک غذاي خوشمزه خورده ام.»
اولي:« تنهايي؟ پس چرا من را دعوت نکردي؟»
دومي: «مي خواستم دعوتت کنم، ولي گفتند رفته اي مسافرت.»


علت طاسي
اولي: «چي باعث شد سر شما طاس شود؟»
دومي: «باد.»
اولي: «چرا باد؟»
دومي:« آخر باد کلاه گيسم را برد!»


در کلاس علوم
معلم:« حامد!  توضيح بده که سيب زميني چگونه به دست مي آيد. »
حامد: «اجازه آقا!  با پرداخت مقداري پول!»


نصف پرتقال
معلم رياضي از دانش آموز پرسيد: «اگر مادرت به تو بگويد نصف پرتقال را مي خواهي يا هشت شانزدهم، کدامش را انتخاب مي کني؟»
دانش آموز پاسخ داد: «نصف پرتقال را!»
معلم گفت: «مگر نمي داني نصف پرتقال با هشت شانزدهم پرتقال يکي است؟»
دانش آموز جواب داد: «چرا آقا! مي دانيم، ولي پرتقالي که شانزده تکه شده باشد، قابل خوردن نيست.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

جک 2

اگه گفتی چرا دو × دو میشه هفت؟ خب چون علم پیشرفت کرده !

اینم اثباتش:

2×2

به دوها یک رقم اضافه میکنیم

<=(2+1)×(2+1)

9=3×3

چون 2 واحد به ضریب ها اضافه کرده ایم در اخر دو واحد از حاصلضرب کم میکنیم.

=> (9-2)=2×2 => 7=2×2


 رفیق غضنفر بابا ش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی.

 


 

 

قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...

شاکی: بله.عین حقیقته.

قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟


يه چوب كبريته سرش رو مي خوارونه آتيش مي گيره


غضنفر عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!


وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت


گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت


به غضنفر ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش


غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزی تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم.


غضنفر مي‌ميره، مي‌برنش بهشت. دو سه روز مي‌گذره، ‌يك روز ميان ازش مي‌پرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط كمي هوا سرده! مي‌برنش دم مرز جهنم كه يخرده گرماي جهنم بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان مي‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟

ميگه: والله همه‌چي خوبه، ولي هنوز يه ذره سوز مياد! ميگن بابا تو اصلا" لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، مي‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يه ذره سوز مياد! شاكي مي‌شند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز مي‌گذره‌ ، ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز مي‌كنند، غضنفر داد ميزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ يخ كرديم .


غضنفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود.


دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد .


غضنفر داشت دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم .


قزويني ها به توالت ميگن زورخونه


از يه بسيجيه مي پرسن : دو خط موازي چيه ؟ ميگه : دو خط موازي دو خطي هستند که هيچ گاه بهم نميرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبري!


يه روز يه ياروكفتر بازه ميشنوه تو قزوين كفتري هستش كه با يه بال پرواز ميكنه ميره و اونو ميخره ميبره شهر ، خودشون ولي ميبينه كفتره بادو بال پرواز ميكنه شاكي ميشه برميگرده قزوين پيش فروشندش ميگه عوضي ، اين كه درست پرواز ميكنه !!! يارو ميگه بالام جان اينجا گزوينه و اين كفترم از ترس كونش يه بالشو ، ميگيره در كونش و پرواز ميكنه .


به یارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت


يه روز يه غضنفر تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره


يه روز غضنفر به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي بعد زنش ميگه نه پنجشنبه ديره بيا هر دوشنبه بريم


غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت


يارو تو قزوين بوده پولش افتاده بوده زمين....ولي دولا نميشده برش داره ، يه پيرمرده مياد بهش ميگه بالام جان را پولتو بر نميداري...؟؟ يارو ميگه: بابا اينجا قزوينه...خطرناكه...پيرمرده ميگه: نه بابا اين حرفا ماله قديمه...اينجا عوض شده. يارو ميگه راستي؟؟؟پير مرده ميگه: آره بابا

يارو تا دولا ميشه پولشو برداره پيرمرد ..................يارو شاکي ميشه ميگه:مرتيكه عوضي مگه نگفتي اينجا عوض شده... اين كارا ماله قديمه؟؟؟؟ پير مرد ميگه: خوب بالام جان منم ماله قديمم ديگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

جک

رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد.


رشتيه پاي كامپيوتر جو ميگيرتش زنشو (سند تو ال) ميكنه


به رشتیه میگن بگو به جون زن و بچم .

میگه: به جون رشت و حومه.


چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ميگه دهقان فداكار


بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده مشتشو باز می کنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه!


میدونی معنی کلمه ی love چیه؟

l : لایق دوست داشتن بودن

o:امیدوار بودن به اینده ای روشن

v : وفا دار بودن در عشق

e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست


به رشتیه میگن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه؟

میگه : انرژی هسته ای مثل ناموس می مونه که استفاده صلح امیزش حق مسلم همه ی ماست.


به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟

میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی.


غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟

میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي.


غضنفر حال نداشته بره حموم جاش یه کپسول چرک خشک کن میخوره.


به یارو میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه ای بابا.کی میاد زنش رو بده به ما؟


 یارو کفترشو گم میکنه تو روزنامه اگهی میده بیوه بیوه.......


یارو میره بازار کدو بخره در مغازه که میرسه اسم کدو رو یادش میره میگه: ببخشید اقا گلابی خانواده دارید؟؟؟


غضنفر مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست


به بگور برره ميگن يه شعراز خودت در وكن ميگه:

ديشب در ماه روي تو را ديده بيدم انگار كه ، فضانوردها در ماه ريده بيدند. خوب بيد


رشتیه میره خونشون چراغ و روشن میکنه میبینه یکی رو زنش خوابیده، ....دوباره چراغ و خاموش می کنه میگه؟جواب ابلهان خاموشیه


پسر ميگه: ببخشيد اسم شما چيه ؟

دختر با ادا ميگه :عطر گل ياس اسمم ثريا س وبعد از پسر اسمش را مي پرسد

پسر ميگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه


رشتیه به دوستش میگه : خاک بر سر بی غیرتت کنن....زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده!!!


رشتیه واسه اینکه به بچه محلاش ضد حال بزنه میره زن ایدزی میگیره!!!


 غضنفر یه سکه میندازه هوا شیر میاد فرار میکنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط عرفان  | 

جک

صيحت پدرانه
پدر:« پسر جان! وقتي من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمي گفتم.»
پسر:« پدرجان! ممکن است بفرماييد که دروغگويي را از چه سني شروع کرديد؟»
 موش مردگي
يک نفر خودش را به موش مردگي مي زند، گربه مي خوردش.

 در چشم پزشکي
پزشک:« متأسفانه چشم شما دوربين شده.»
بيمار: «آخ جان! پس مي توانم يک حلقه فيلم بيندازم توش و چند تا عکس بگيرم.»

 در کلاس درس
معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟»
دانش آموز:« اجازه!  برق آسمان مجاني است، ولي برق خانه ما پولي است.»

 نشاني
اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:
« اين جا چهار راه سعدي است؟»
شاگرد راننده گفت:« نخير، اين جا ستون فقرات بنده است.»

 فراموشي
مردي به مطب پزشک رفت و گفت: «آقاي دکتر! چند وقتي است که بيماري فراموشي گرفته ام. چه کار کنم؟»
پزشک:« اول بهتر است تا فراموش نکرده اي، ويزيت مرا بدهي.»

 در کلاس رياضي
معلم:« ناصر! اگر حميد ۵ تا مداد داشته باشد و ۳ تاي آن را به رضا بدهد، چند تا مداد برايش مي ماند؟»
ناصر:« آقا اجازه! ما حميد را نمي شناسيم و کاري هم به کارش نداريم.»
تکرار تاريخ
پسري به پدرش گفت:« پدرجان! يادتان هست که مي گفتيد اولين دفعه که ماشين پدرتان را سوار شديد، ماشين را درب و داغان برگردانديد خانه؟»
پدر: «بله پسرم!»
پسر: «باز هم يادتان هست که هميشه مي گوييد تاريخ تکرار مي شود؟»
پدر:« بله پسرم!»
پسر: «خب، امروز بار ديگر تاريخ تکرار شد.»

آموزش
از مردي پرسيدند: «کباب را چطور مي پزند؟»
مرد جواب داد:« از آشپزي سررشته ندارم. آن را درست کنيد، خوردنش را به شما ياد مي دهم.»

واي ...!
مشتري: « اين کت چند است؟»
فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»
مشتري: « واي! اون يکي چي؟»
فروشنده: « دو تا واي!»

آرزوي سلامتي
روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي کند.»
شخص عيادت کننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»

اسفناج
يک روز مادري به فرزندش گفت: «دخترم! اسفناج بخور که خيلي خاصيت دارد. آخر اسفناج آهن دارد.»
دختر او جواب داد:« مادر جان! تازه آب خورده ام، نکند زنگ بزند!»
نسخه دکتر
بيمار:« آقاي دکتر! انگشتم هنوز به شدت درد مي کند!»
دکتر: «مگر نسخه ديروز را نپيچيدي؟»
بيمار: «چرا، پيچيدم دور انگشتم، ولي اثر نداشت!»

بيکاري
شخصي ساعتش کار نمي کرد. رفت گشت، برايش کار پيدا کرد.

در عکاسي
عکاس:«دوست داريد عکستان را چگونه بگيرم؟»
مشتري:«مجاني!»

به شرط چاقو
مردي بادکنک فروشي باز کرد، اما بعد ازمدتي ورشکست شد، چون بادکنک هايش را به شرط چاقو مي فروخت.
 
در کلاس فارسي
معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان کلاس تکليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع کلمه اي است؟
دانش آموز:« اجازه!  حرف اضافه.»


درسينما
اولي:«ببخشيد شما روي صندلي من نشسته ايد.»
دومي:«مي تواني حرفت را ثابت کني؟»
اولي:«بله!چون بستني قيفي ام راروي آن جا گذاشته بودم.»


در کلاس زيست شناسي
معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»
سعيد:«قورباغه و برادرش.»


دروغگوها
اولي: «يک روز توپم را شوت کردم، رفت کره ماه، خورد توي سر يک نفر و برگشت.»
دومي: «عجب! پس آن توپي را که خورد توي سرم تو شوت کرده بودي؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط عرفان  |